تبلیغات
㋡♂ ♥♥ بیــــڪآر טּـویــســـے هآے فـــــآئــِـزِهــ ♥♥ ㋡♂


㋡♂ ♥♥ بیــــڪآر טּـویــســـے هآے فـــــآئــِـزِهــ ♥♥ ㋡♂

·▪••●● ஐ☆ ♪ پــــَـــــــــــروآز رآ بـِــہ פֿـــآطـِـ ـ ــــر بِسِـپـآر ، پـَــ ـ ـــرنـבهـ مُـــــرבَنیـ ســتــ ♪ ☆ஐ●●••▪·

Design / Email / Profile / Home

             


دیگه از دست تو و ترانه هات خسته شدم

دیگه از شنیدن رنگ صدات خسته شدم

چه جوری بگم هنوز خیلی دوست دارم ولی

انگار از بیشتر از این بودن باهات خسته شدم

منی كه عمرم و زندگیم تو چشمای تو بود

باورت نمی شه كه از رنگ چشات خسته شدم

انقدر نگام كردی كه دیگه زد به سرم

از اون آتیش خوابیده تو نگات خسته شدم

تو به من می گی بی انصافم و حق داری بگی

با كدوم بهونه بنویسم برات خسته شدم

انقدر آب و هوا واسم عوض كردی كه من

آخر از دست همون آب و هوات خسته شدم

گفتم این كار و نكن كردی و رفتی و ببین

دیدی آخر از تموم اون كارات خسته شدم

حرفات انگار دیگه روی دل من نمی شینه

انقدر عوض شدی كه من به جات خسته شدم

شب و روزات مثل روز و شبای قدیم نبود

از دست تفاوت روز و شبات خسته شدم

دیگه فرقی نداره پیشت باشم یا نباشم

تو یه بی تفاوتی ، من از فضات خسته شدم

دوس داری بری ، برو ، دلت می خواد باشی بمون

من كه از تمام حرف و تصمیمات خسته شدم

انقدر صدام نكردی از خودم بدم میاد

از این اسم ....  و نگفتنات خسته شدم

یه روزی غریبه ای ، یه روز آشنا، من از

بازی زشت غریب آشنات خسته شدم

تو چی فكر كردی خیال كردی من عاشق میمونم

من از این فكرای غرق ادعات خسته شدم

واسه تو حتی دیگه شبا دعا نمی كنم

راستشو بخوای دیگه من از دعات خسته شدم

من شكایت تو رو به كی كنم ؟ برم كجا ؟

به جون خودت قسم نه ، به خدات خسته شدم

چه قدر ببخشمت من دیگه چیزی ندارم

به خدا از دست این همه خطات خسته شدم

روزی صد تا غم و غصه توی قلبم می ذاری

منم آدمم از این درد و بلات خسته شدم

انقدر واست می میرم واسه من تب می كنی ؟

حق دارم از این دل بی اعتنات خسته شدم

تو خودت منو نخواستی ، من گناهی ندارم

از دست اون چشای دور از وفات خسته شدم

شعر و اینجوری نوشتم كسی با خبر نشه

مثلا من از تو و خاطره هات خسته شدم

كی می دونه تو پشیمون شدی و نوشتی كه

حتی از دیدن عكس و هدیه هات خسته شدم

ای خدا ، اینو فقط من و تو و اون می دونیم

نشونم بده یه جور راه نجات ، خسته شدم

 

 

+ 1389/07/11| 00:18|فــღــآئـِــزِهـ خـــآنـُـومـے Ɔσммɛит ()