تبلیغات
㋡♂ ♥♥ بیــــڪآر טּـویــســـے هآے فـــــآئــِـزِهــ ♥♥ ㋡♂


㋡♂ ♥♥ بیــــڪآر טּـویــســـے هآے فـــــآئــِـزِهــ ♥♥ ㋡♂

·▪••●● ஐ☆ ♪ پــــَـــــــــــروآز رآ بـِــہ פֿـــآطـِـ ـ ــــر بِسِـپـآر ، پـَــ ـ ـــرنـבهـ مُـــــرבَنیـ ســتــ ♪ ☆ஐ●●••▪·

Design / Email / Profile / Home

             


گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سر سنگینم راکه پر از دغدغھ ی دیروز بود و ھراس فردا ،بر شانه ھای صبورت بگذارم و آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات شانه ھای تو کجا بود

 

 گفت: عزیز تر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .

 

من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

 

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟

 

گفت : عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند ،اشکھایت به من رسید

 

و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ر یختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنھا اینگونه می شود تا ھمیشه شاد بود .

 

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟

 

گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود ،که عزیز از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید .

 

گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟

 

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ،

 

بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی .آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد  که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .

 

گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟

 

گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم .

 

گفتم :مھربانترین خدا ، دوست دارمت ...

 

گفت : عزیز تر از ھر چه ھست من دوست تر دارمت ...

 

 

+ 1389/08/10| 11:57|فــღــآئـِــزِهـ خـــآنـُـومـے Ɔσммɛит ()